تبليغاتX
یک درخت گیلاس عاشق - خداوندا ...

خداوندا مرا آن ده که آن به

نبودن قید ناز این و آن به

در این بی خانمانی های احساس

نماندن زیر چتر عاشقان به

عجب رسم قشنگی گشته امروز

که بازی با دل خونین دلان به!

در این آشفته بازار دو رنگی

گریز از حیله ی بازاریان به

دل خود را نگه دار از غریبان

که سنگی از دل صاف و روان به

اگر عاشق شدی آویز گوشَت:

که مال و زر ز احساس گران به

حساب کار دنیا قیل و قال است

در اینجا بستن راه زبان به

اگر گویی ز احساست غریبی

اگر بندی زبانت مرگ از آن به

نگفتن بهتر از نجوای بی سود

که حرف دل نگفتن با خران به

عجب اضداد با هم همنشین اند!

ز عقل و دل یکی باشد میان به

ز دنیا دل بریدن سخت کاریست

ولیکن صحبت افلاکیان به
!

+ نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 22:3 توسط سیما |

در هر حرفی از این نوشته ها، هزار هزار خروار درد است. بس رنجورم و کسی نیست که با او دمی بزنم.
---------------------------------
استفاده از اشعار و تصاویر وبلاگ در صورت ذکر نام سایت مجاز است

Home
Email
Night Skin