تبليغاتX
یک درخت گیلاس عاشق

Made for walking

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 8:27 توسط سیما |

تنهایم بگذار که باز هم

مثل همیشه

چو ریگ بیابان

دروغ می گویی...

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 8:21 توسط سیما |

serenity

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 9:58 توسط سیما |

ميان خورشيدهاي هميشه ،
زيبايي تو ، لنگري ست ؛
خورشيدي که
از سپيده دم همه ستارگان ،
بي نيازم مي کند.
نگاهت ،
شکست ستم گري ست ؛
نگاهي که عرياني روح مرا ،
از مهر ،
جامه اي کرد ؛
بدان سان که کنونم ،
شب بي روزن هرگز ،
چنان نمايد که کنايتي طنز آلود بوده است ؛
و چشمانت با من گفتند
که فردا
روز ديگري ست .
آنک چشماني که خميرمايه مهر است
وينک مهر تو :
نبردافزاري ،
تا با تقدير خويش پنجه در پنجه کنم .
آفتاب را در فراسوهاي افق پنداشته بودم ،
به جز عزيمت نابه هنگامم گريزي نبود ،
چنين انگاشته بودم.
آيدا فسخ عزيمت جاودانه بود.
ميان آفتاب هاي هميشه
زيبايي تو
لنگري ست.
نگاهت
شکست ستم گري ست.
و چشمانت
با من گفتند
که فردا
روز ديگري ست.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 9:44 توسط سیما |

 

 زدلبرم که رساند نوازش قلمی؟

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 11:12 توسط سیما |

من لب می خواهم

لب هایت را به من بده

تا در آنها بریزم کلماتی را که

یک عمر

آرزوی شنیدن اشان را از دهان ات داشتم...

+ نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388ساعت 22:8 توسط سیما |

در هر حرفی از این نوشته ها، هزار هزار خروار درد است. بس رنجورم و کسی نیست که با او دمی بزنم.
---------------------------------
استفاده از اشعار و تصاویر وبلاگ در صورت ذکر نام سایت مجاز است

Home
Email
Night Skin