تبليغاتX
یک درخت گیلاس عاشق

تو به من گفتی : هرگز...

و مرا تلخی این "هرگز"

کشت...

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 16:27 توسط سیما |

آنقدر زیبایی که نزدیک است باران بیاید...

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 15:17 توسط سیما |


ديدي آخر تنها ماندي به درد ...

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 12:0 توسط سیما |


در زمستان وقتی برف می بارد، کوه ها عروس می شوند

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 11:45 توسط سیما |


با دل من آسمان ها نیز تنگی می کنند...

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 11:29 توسط سیما |

....

روزی که تو باز آیی

با این دل غم پرور

من با تو چه خواهم کرد....

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 20:38 توسط سیما |

روا بود آیا که این چنین دل ببری؟

....

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 15:50 توسط سیما |

در هر حرفی از این نوشته ها، هزار هزار خروار درد است. بس رنجورم و کسی نیست که با او دمی بزنم.
---------------------------------
استفاده از اشعار و تصاویر وبلاگ در صورت ذکر نام سایت مجاز است

Home
Email
Night Skin