تبليغاتX
یک درخت گیلاس عاشق

Fly

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 22:16 توسط سیما |

مگر می شود؟

بدون تو

در آغوش دیگری احساس ترس نکرد؟

مگر می شود به دور از نگاه های امن ات

خندید، گریست و نگاه کرد؟

به قول فروغ

مگر می شود که با تماس هرزه هر دستی

فریاد بر آورد که

       آه، من چقدر خوشبخت ام...

هر روز تکرار می کنم که "می شود"

هرگز به تو دروغ نگفتم

به مردم شاید

شاید بتوان خوشحال بود و مست

اما

آینه را چه کنم؟

"نویسنده: خودم"

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 22:3 توسط سیما |

در اين جهان لا يتناهي،

آيا، به بيگناهي ماهي،

- ( بغضم نمي گذارد، تا حرف خويش را از تنگناي سينه بر آرم ! )

گر اين تپنده در قفس پنجه هاي تو،

اين قلب بر جهنده،

آه، اين هنوز زنده لرزنده،

اينجا، كنار تابه!

در كام تان گواراست؛

حرفي دگر ندارم ! ...

***

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 18:38 توسط سیما |

اما بگو کجاست؟

آنجا که - زیر بال تو - در عالم وجود

یک دم به کام دل

اشکی توان فشاند

شعری توان سرود؟

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 18:37 توسط سیما |

¤

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 6:40 توسط سیما |

. . WINGED LOVE . .

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 20:12 توسط سیما |

Demureness...

+ نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388ساعت 20:13 توسط سیما |

Among Giants

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 20:7 توسط سیما |

در هر حرفی از این نوشته ها، هزار هزار خروار درد است. بس رنجورم و کسی نیست که با او دمی بزنم.
---------------------------------
استفاده از اشعار و تصاویر وبلاگ در صورت ذکر نام سایت مجاز است

Home
Email
Night Skin